الشيخ عباس القمي
38
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )
نسبت اليه الرّحلتان كلاهما * سير الشّتاء و رحلة الاصياف [ پيمان مطيبين ] و چون كار هاشم بالا گرفت و فرزندان عبد مناف قوى حال شدند و از اولاد عبد الدّار پيشى گرفتند و شرافتى زياده از ايشان به دست كردند ، لاجرم دل بدان نهادند كه منصب سقايت و رفادت « 1 » و حجابت و لوا و دار النّدوه را از اولاد عبد الدّار بگيرند و خود متصرّف شوند ، و در اين مهمّ عبد الشّمس و هاشم و نوفل و مطّلب هر چهار برادر همداستان شدند ، و در اين وقت رئيس اولاد عبد الدّار ، عامر بن هاشم بن عبد مناف بن عبد الدّار بود ، و چون او از انديشهء اولاد عبد مناف آگهى يافت دوستان خويش را طلب كرد و اولاد عبد مناف نيز اعوان و انصار خويش را فراهم كردند . در اين هنگام بنى اسد بن عبد العزّى بن قصىّ و بنى زهرة بن كلاب ، و بنى تميم بن مرّة ، و بنى الحرث بن فهر ، از دوستان و هواخواهان اولاد عبد مناف گشتند . پس هاشم و برادرانش ظرفى از طيب و خوشبوئيها مملوّ ساخته به مجلس حاضر كردند و آن جماعت دستهاى خود را به آن طيب آلوده ساخته دست به دست اولاد عبد مناف دادند و سوگند ياد كردند كه از پاى ننشينند تا كار به كام نكنند و هم از براى تشييد قسم به خانهء مكّه درآمده دست بر كعبه نهادند و آن سوگندها را مؤكّد ساختند كه هر پنج منصب را از اولاد عبد الدّار بگيرند . و از اين روى كه ايشان دستهاى خود را با طيب آلوده ساختند ، آن جماعت را « مطيّبين » خواندند . « 2 »
--> ( 1 ) غذارسانى به حاجيان . ( 2 ) سمط النجوم العوالى ، ج 1 ، ص 189 .